آئین عزاداری در گیلان
ماه محرم در گیلان بامراسم و آداب و آئینهای آن ، دارای جایگاه برجسته ای در زندگی مردم می باشد. آغاز این ماه ، جلوه های نمایان و مشخصی دارد.مسجد وتکیه ها سیاه پوش و آذین بسته می شوند.در بازارها بیرق های عزادار بر بالای سر در مغازه ها قرار می دهند.بسیاری از مردم لباس سیاه در بر می کنند و به طور کلی همه جا ، شهر و روستا کوچه و خیابان ، چهره ای دیگر می گیرند.بچه ها که از مشتاقان تشریفات و مراسم هستند ، قبل از همه در محله ها دسته های نوحه خوانی راه می اندازند که بیشتر بر ایشان جنبه سرگرمی دارد و البته آموزشی است غیر رسمی که الفت بااین مراسم را در ضمیر وجودشان می نشاند. در روستاهای حوزه شرقی گیلان و قسمتهای غربی مازندران از نشانه های آغاز ماه محرم ، گل مالی دیوار مسجد ده است که چند روز قبل از محرم توسط زنان روستایی انجام می گیرد. نمونه برجسته این رسم تا چند سال پیش در ( جواهر ده) رامسر برگزار می گردید که گل آن را چوپانان با شیر گاوها و گوسفندان خود می سرشتند.روضه خوانی ، دسته گردانی و تعزیه خوانی ، سه گونه عمده مراسم عزاداری ماه محرم است که مانند بیشتر شهرهای ایران در گیلان هم برگزار می شود.
روضه خوانی :
در تمام شهرها و روستاهای بزرگ گیلان انجام می شود محل روضه خوانی مسجد است اما در بعضی خانه ها هم بر حسب نذر یا بنابر وصیت و وقف ، وقف روضه خوانده می شود. بازاریان رشت سراهای بازار را هم برای روضه خوانی سیاه پوش می کنند. در روزهای دهه اول ماه محرم موضوع روضه خوانی هر روز ، تقریباً مشخص است به ویژه در روزهای هفتم تا دهم که به مرثیه خوانی برای حضرت علی اکبر ، حضرت قاسم ، حضرت عباس و امام حسین اختصاص دارد روضه خوانی معمولاً تا آخر ماه صفر ادامه پیدا می کند.خطیبان و مرثیه خوانان این مجالس ، اغلب روحانیان و مداحان محلی هستند از مجالس روضه خوانی برای طرح مسائل و مشکلات اجتماعی و بخصوص در روستاها برای جلب همیاری مردم در امور عمرانی استفاده می شود.
دسته گردانی :
دسته گردانی از نشانه ها و مراسم چشمگیر ماه محرم است. حرکتی است جمعی هم آوا و هم آهنگ ونمودی است از وحدتی شکوهمند.نوحه هایی که در این دسته ها خوانده می شود هر کدام بیانگر بخشی از وقایع عاشورای کربلاست ، که بیانی نمادین دارد. دسته گردانی در بنیاد و اصل خود ، حرکتی درجهت تحرک بخشیدن به مردم ، گونه ای صف آرایی در برابر دشمن ، و یک بسیج برای مقابله با ظلم و ستم که از دل فرهنگ مبارز تشیع سر بر آورده است و در سراسر سرزمینهای حوزه فرهنگ ایرانی و از جمله درگیلان عمومیت دارد.سینه زنی ، قمه زنی ، کرپ زنی ، قفل زنی ، شام غریبان و قوم بنی اسد ، گونه های مختلف دسته گردانی معمول در گیلان است.رسم و روال حرکت دسته های عزادار ، تابعی است از روابط محله ها در شهرها و روستاهای مختلف و هر کدام مبدا و مسیری معین دارند ، به دید و بازدید یکدیگر می روند و تقدم و تأخر را بنابر سوابق سنتی رعایت می کنند. هرجا امامزاده و بقعه مکان مقدسی باشد.
نقطه تمرکز دسته های عزادار است. از جمله در (ماسوله) مراسم باید از محله ای که امامزاده در آن قرار دارد و (مسجد بر) نامیده می شود آغاز گردد. ابتدا باید صدای سنج این محله بلند شود و اگر یکی از سنج زنان محله های دیگر دراین کار سبقت جوید ، بنابر رسم باید جریمه شود.همچنین اول باید علم این محله بسته شود. دسته های عزادار اغلب با طبل و شیپور و کرنا همراه هستند. اما آهنگ حرکت دسته را بیشتر سنج زنان نگه می دارند.
علاوه بر سنج از ( زنجیر پایه ) یا ( زنجیر پائی ) نیز برای تنظیم آهنگ حرکت دسته استفاده می شود. زنجیر پایه تنها درگیلان معمول است و و حلقه یا میله ای است آهنی که چند رشته کوتاه زنجیر از آن آویخته اند و بر روی پایه ای چوبی به بلندای بالای یک انسان استوار شده است و قطر آن به اندازه ای است که در کف دست جا بگیرد. کسی که زنجیر پایه را به دست دارد بر حسب آهنگ نوحه و در تکیه گاه آهنگ ، آن را کمی بالا می برد و پای آن را محکم به زمین می کوبد و در اثر بازتاب ضربه ، زنجیرهای آویخته شده به بالا پرتاب می شوند و بر جای خود فرود می آیند و صدایی که از این حرکت برمی خیزد ، همچون صدای سنج ، آهنگ حرکت را تنظیم می کند ، در سالهای پیش ، شب هنگام همراه دسته ها مشعل بر می داشتند. و مشعل محفظه ای بود که از اتصال چند نوار آهنی درست می شد. در آن پارچه آغشته به نفت قرار می دادند و آن را آتش می زدند.مشعل پایه چوبی نسبتاً بلندی به اندازه زنجیر پایه داشت و آن را جلوی دسته حرکت می دادند. بارزترین نشانه ودر واقع هویت هر یک از دسته ها علم محله است که بخصوص در روز عاشورا همراه می گردانند.علم بستن یا طوق بندی و علم واچیدن ، یعنی بستن و آماده کردن علم در آغاز مراسم محرم و بازکردن و جمع کردن آن در پایان مراسم از آئینهای اصلی ، مهم و پرشور ماه محرم است که در تمام شهرها و روستاهای گیلان با تفاوت در زمان و آداب و رسمهای آن انجام می شود.در ماسوله شب ششم ماه به طرق بندی اختصاص دارد.علم هر محله را متولی مسجد آن محله به مسجد جامع می آورد و در آنجا علمهای هر چهارمحله ماسوله بسته می شود و در اختیار علمدارها قرار می گیرد. هنگامی که علم رااز مسجد جامع بیرون می آورند جلوی آن قربانی می کنند. و سپس همراه دسته ، آن را به مسجد محله می برند.علمها را تا آخر ماه صفر نگه می دارند و بعد آنها را باز می کنند. در سیاهکل و دیلمان ، شب هفتم محرم علم بندی انجام می شود و علم واچینی را روز سوم امام برگزار می کنند.به طور کلی در همه جای گیلان تا شب هفتم محرم کار علم بندی پایان می یابد و مراسم رسمی و عمومی عزاداری آغاز می شود. مراسم علم بندی شور و هیجانی چشمگیر دارد. نذری می آورند ، شمع روشن می کنند.حاجت می خواهند ، سینه می زنند و به اشک چشم عقده غمهایشان را باز می کنند.در (ماسال) تا چندسال پیش رسم بود که وقتی علم می بستند ، عده ای زنجیر پایه به دست می گرفتند و برگرد علم می ایستادند. یک نفر می گفت : ( هابستیم ، هابستیم ، علم شیرخدا را) و بقیه دم می گرفتند و هم آوا جواب می دادند و شوری در دلها می انگیختند.علمهای قدیمی گیلان اغلب شامل یک تنه چوبی ، یک صفحه مشبک یکی دو قبه یا صندوقچه کوچک و یک تیغه فنری بلند است. هنگام علم بندی آنها را با پارچه های نذری و باشالها و دستمالهایی که بر ایشان وقف کرده اند آذین می بندند. در آستارا علم سنگینی دارند که خنجری بر بالای تیغه آن بسته شده است. مردم معتقدند امامزاده محل با همین خنجر به شهادت رسیده است و می گویند علم در روز عاشورا (جوش می آورد) و هنگام (علم جوش) اگر کسی نیتی داشته باشد. علم به سمت او کشیده می شود و در این حالت کسی جز یک نفر (عاشق) که همیشه علم را می گرداند ، قدرت نگهداشتن آن را ندارد.
سینه زنی :
بارزترین و قدیمی ترین شکل دسته گردانی است که در تمام شهرها و روستاهای گیلان رواج دارد. طرز سینه زدن ، حالات و حرکات بدن و دستها ، شیوه حرکت دسته ، در دو صف و یا به صورت جمعی و در یک یا دو گروه ، نحوه نوحه خواندن و دم (واگیر) گرفتن و انواع مناسبت و زمان نوحه های سینه زنی ، در همه جا یکسان نیست ، شور و هیجان آن نیز در نقاط مختلف و بر حسب زمان و موقعیت متفاوت است و توضیح دقیق همه اینها و ویژگیهای هر شهر و محله و روستا و منطقه تفصیلی جداگانه را می طلبد.دسته های سینه زنی از جهت شرکت گروههای مختلف مردم نیز عموم تر و جامع تر از انواع دیگر دسته گردانیها است. زیرا وسیله معینی لازم ندارد و هر کس به نسبت توان خود می تواند با آن همراه شود.معمولاً پیرمردان و ریش سفیدان در جلو دسته حرکت می کنند و گروه زنان در حاشیه و به دنبال سینه زنان ، آنها را همراهی می نمایند.
قمه زنی :
از شکلهای قدیمی دسته گردانی و عزاداری ماه محرم است و نحوه انجام آن در گیلان نیز همانند سایر مناطق ایران است. قمه زنان لباس سپید بلندی می پوشند ، سرشان را می تراشند و پایشان را برهنه می کنند و (حیدر حیدر) گویان و هماهنگ ، قمه را بر سر و پیشانی خود می زنند چهره و لباس سفید و به خون آغشته قمه زنان ، قمه های خون آلود آهنگ مقطع و پرطنین (حیدر ، حیدر) و گامهای محکم و سنگین آنها ، که با گفتن هر (حیدر) یک نیم گام برمی دارند ، شکوه و ابهتی هراسناک دارد. قمه زنان کفن پوشانی هستند که گروه شهیدان را می نمایانند و برای شهادت ، حرکتی ، نه ، که خروشی نمادین دارند.قمه زنی معمولاً در روزهای تاسوعا و عاشورا انجام می شود در لاهیجان قمه زنان را کسانی که چوبهای کوتاهی (کولاکوت) در دست دارند همراهی می کنند و هنگام اوج هیجان چوب را زیر قمه شان می گیرند تا قمه بر چوب فرود آید و قمه زن را اسیبی نرسد. قمه زنان پس از پایان کار همه با هم به حمام می روند و زخم خود را با آب حمام می شویند و دوباره به دسته های عزاداری می پیوندند. قمه زنی در گروههای بزرگ و متشکل از حدود بیست – سی سال پیش به تدریج منسوخ شده است ، اما هنوز هم آنها که نذر دارند ، هر صبح تاسوعا و عاشورا در جایی قمه می زنند و سپس وارد دسته های عزادار می شوند. قمه زنی در منطقه آستارا و نیز در دیلمان و سیاهکل و سایر نواحی شرقی گیلان رواج بیشتری داشت.
زنجیر زنی :
دسته های زنجیر زن امروزه در تمام شهرها و بسیاری از روستاهای گیلان ، منسجم ترین دسته های عزاداری هستند. زنجیر زنی در گیلان نسبت به سایر اشکال دسته گردانی جدیدتر می باشد و از حدود بیست سی سال پیش معمول شده ودر واقع جایگزین قمه زنی گردیده است. زنجیر زنان لباس سیاه می پوشند. در دو صف مقابل هم حرکت می کنند. نوحه خوان در میان دسته راه می رود تا صدایش به همه برسد. زنجیرزنان هم آهنگ با صدای سنج ترجیح بند نوحه را واگیر می کنند. وسیله زنجیر زدن چند رشته زنجیر است که انتهای آنها به دسته ای چوبی یا فلزی متصل شده است. زنجیر زن دسته را به دست گرفته با آهنگ سنج و وزن نوحه رشته های زنجیر را به پشت خود می کوبد.
شام غریبان :
در گیلان شامگاه عاشورا ، عزاداری چهره و سیمایی دیگر می گیرد. دسته های عزادار ، دیگر علم و پرچمی همراه ندارند. ایستاده حرکت نمی کنند. با هیجان و خروش دستهایشان را بر سینه نمی کوبند و زنجیرها را بر پشت فرود نمی آورند. نوحه هاشان دیگر از مضمون رزم و شهادت خالی است. چلچراغی به همراه ندارند.راهشان را شعله های ارزان شمعها و چراغهایی که کودکان به دست گرفته اند روشن می کند. به دید و بازدید یکدیگر نمی روند. در مسجد و تکیه و میدانگاهی توقف نمی کنند. زنگ آهنگ سنج و زنجیر پایه ای ، که سکوتش ابهت و شکوه و عظمت را بنمایاند و بانک طبل و کرنائی ، همصداشان نیست. چهره ای نمادین از غروب عاشورای کربلای راستین را می نمایانند. عزاداران در این مراسم ، در دو دسته ، جدا جدا ، حرکت می کنند. به صورت انبوه با هم می نشینند. سرها را در هم فرو می برند ، دستها را آرام آرام و بی صدا بر سر می زنند. و با صدایی محزون ، غریبانه نوحه ای می خوانند که حکایت از جستجوی کودکی گمشده را دارد :
طفل صغیری ز حسین گمشده ، گمشده
قامت زینب ز الم خم شده ، خم شده
و بازبرمی خیزند و چند قدم آنسوتر دوباره می نشینند و همان نوحه را تکرار می کنند.
آخرین بخش نوحه شان را دسته ای که به دنبال می آید واگیر می کند و بند دیگری با همین مضمون می خواند.
گویی به راستی در سکوت شامگاهی میدان خونین رزم ، نهان از چشم دشمن در پی گمشده ای هستند. اینها دسته شام غریبانند و به همین ترتیب کوچه پس کوچه ها را می گردند.
غروب عاشورا همه شهرها و روستاهای گیلان را آوای حزین و کورسوی تک تک شمعهای دسته های شام غریبان پرمی کند.
دو منطقه تالش (در هشتپر ، نومندان ، شاندرمن ، ماسال و ...)
در شب شام غریبان بچه ها را با طناب و زنجیر می بندند و همانند کودکان اسیر همراه دسته می گردانند.
در نومندان به لحاظ شمعها و چراغهایی که در دست بچه ها است شام غریبان را (چراغ کشی) می نامند در این منطقه علم گردانی هم دارند.دسته قوم بنی اسد : دسته قوم بنی اسد یا دسته عربها دوازدهم محرم سومین روز شهادت امام به راه می افتد. افراد این دسته لباسهای بلند و سفید می پوشند و بیل و کلنگ همراه برمی دارند و چنین می نمایانند که برای دفن شهیدان کربلا می روند.نوحه هایی هم که می خوانند از همین امر حکایت می کند. این دسته در واقع ترکیبی از دسته گردانی و شیبه خوانی است. بنابر روایات تاریخی ، قوم بنی اسد از اعراب ساکن در سواحل فرات بودند و روز سوم عاشورا به محل قتلگاه رفتند و اجساد شهیدان را دفن کردند.آذربایجانیهای ساکن گیلان هم در روز سوم امام دسته ای راه می اندازند و گرباز ( بیل مخصوص شخم زدن) به دست می گیرند و به زبان آذری نوحه ای می خوانند که ، ما به دفن شهدا آمده ایم.(آئینها و باور داشتهای گیل و دیلم ، محمود پایبنده ، بنیاد فرهنگ ایران ، تهران 1355 ، صفحه 189)
کرپ زنی : (کرپ) قطعه چوبی است تراشیده شده ، به اندازه ای که در کف دست جا می گیرد و سطح بیرونی آن صاف است. در پشت آن بندی قرار دارد که به پشت دست می افتد کرپ در کف دست قرار می گیرد و انگشتان برگرد آن حفاظ می شوند. یک جفت کرپ را در دست می گیرند.و به آهنگ نوحه ای که خوانده می شود. آنها را هم می کوبند. کرپ زنی در لاهیجان ، مازندران و هرمزگان معمول بوده است.قفل زنی (چادر آینه) : در لنگرود و لاهیجان و آستارا چند روز قبل از محرم برخی از عزاداران به حمام می رفتند ، پوست بدنشان را نرم می کردند و از زیر پوست ، قفل ، کلید ، زنجیر ، حلقه و چیزهای دیگر به خود می آویختند و همراه دسته های عزادار حرکت می کردند. اینها را (چادر آینه) هم می نامیدند که تا سه روز و سه شب در حمام می ماندند و بدنشان را مشت و مال می دادند تا پوستشان ، این آمادگی را پیدا کند. این رسم علاوه بر گیلان در سایر مناطق و از جمله آذربایجان هم معمول بوده است.
تعزیه :
مراسم سوگواری دهه اول ماه محرم با روضه خوانی در مساجد تا آخر ماه ادامه پیدا می کند و تعزیه خوانها نیز در این مدت در روستاها و شهرهای مختلف کارشان را پی می گیرند.ماه صفر نیز از این جهت در واقع دنباله ماه محرم است و مجالس عزاداری کم و بیش تا روز بیست و هشتم صفر ، روز وفات حضرت پیامبر (ص) و شهادت حضرت امام حسن (ع) در مساجد برپاست.روز بیستم صفر ، اربعین عاشورا و روز بیست و هشتم در مساجد علاوه بر روضه خوانی ، سینه زنی می کنند. و غذای نذری می پزند و شربت و حلوا وخرما وخوردنیهای دیگر خیرات می دهند. درد و ماه محرم و صفر جشن عروسی نمی گیرند و نوازندگان و گروههای نمایشی مانند بندبازان نیز کارشان را تعطیل می کنند. تعزیه از مهم ترین ، پرشورترین و پرجاذبه ترین مراسم سنتی مذهبی و در عین حال کاملترین گونه نمایشی سنتی و مردمی ایرانی است و در گیلان از هر دو جهت یاد شده دارای همین پایگاه می باشد.
در گیلان تعزیه خوانی هم در روزهای سوگواری حضرت امام حسین (ع) در ماه محرم و نیز در برخی از ماهها برگزار می شود. به ویژه در روستاها دو ماه آخر تابستان و فصل پایان کار و فعالیتهای زراعی ، هنگام رواج تعزیه خوانی است. اما به جهت نقش اصلی و محوری تعزیه به عنوان بخشی از مراسم سوگواری ماه محرم ، در این مقوله ، و در شمار مراسم سال قمری آورده می شود. تعزیه خوانی در گیلان از جهت روش و شیوه اجرا و نوع تعزیه نامه زیر نفوذ و تأثیر قزوین است.در شهرهای گیلان تعزیه خوانها محلی هستند.و گروههای تعزیه خوان گیلان ، تا شهرها و روستاهای جلگه ای مازندران هم می روند. در قسمتهای کوهستانی تعزیه های ایام محرم ، اغلب توسط افراد محلی خوانده می شود و در غیر ماه محرم گروههای تعزیه خوان طالقانی و قزوینی هم به این حدود می آیند.درگیلان مکان خاصی که به منظور خواندن تعزیه ساخته شده باشد وجود ندارد ، فضای باز جلوی مسجد ها را تکیه می نامند و مجالس تعزیه در آنجا برگزار می شود. تکیه سردار معتمد در سنگر و تکیه چارده ، از تکیه های مشهور هستند. سابقاً در جاهایی که چند تکیه وجود داشت ، گاهی یک تعزیه را چند قسمت می کردند وهر قسمت را در یک تکیه اجرا می نمودند. و مردم هم دنبال تعزیه خوانها از یک تکیه به تکیه دیگر می رفتند. تا بقیه تعزیه را تماشا کنند.در لاهیجان که هشت تکیه داشت ، این شکل تعزیه خوانی از قدیم معمول بود. اما تعزیه خوانی به شکل متحرک ، آن طور که در شهرهای مرکزی ایران رواج داشته و صحنه های مختلف و متعدد یک مجلس تعزیه به صورت عبوری خوانده می شود در گیلان معمول نبوده است. مجلس تعزیه خوانی معمولاً یک یا چند بانی دارد. بانی ممکن است هر ساله ثابت باشد و یا اینکه بر حسب مورد ، کسی یا کسانی بانی شوند و مخارج برگزاری تعزیه را بپردازند.مجالس تعزیه دهه اول ماه محرم در شهرها همیشه بانیهای ثابت داشته که در قدیم معمولاً مالکان و بازرگانان عمده بوده اند.دور زدن و پول جمع کردن در تعزیه هایی که بانی دارند معمول نیست و به طور کلی در تعزیه خوانی گذشته گیلان وجود نداشته است. اما از حدود بیست سی سال پیش به این طرف این شیوه که توسط گروههای تعزیه خوان غیر بومی و در فصولی غیر از ایام محرم عمل می شد. درمیان گیلانیها نیز معمول شده است. تا زمانی که مالکان و بازرگانان بانی تعزیه خوانی بودند.اثاث و لوازم این نمایش مذهبی را هم خودشان تهیه می کردند.اما در فرایند تغییرات اجتماعی دو سه دهه گذشته به تدریج این امر بر عهده قشرهای دیگر جامعه قرار گرفت و گروههای تعزیه خوان مجبور شدند خود وسایل و لوازم کارشان را فراهم نمایند.تغییر درشیوه پرداخت مزد و رواج دور زدن نیز همین روند را طی کرده است. در گیلان علاوه بر مجالس عمومی تعزیه خوانی ، مجالس خاص زنانه هم وجود داشته است و زنها نیز مانند تعزیه خوانان مرد از لباس و ابزار و وسایل رزمی استفاده می کردند.این مجالس معمولاً در خانه ها و در محیطهای بسته ، برگزار می شد.درگیلان تعزیه نامه ها یا نسخه های تعزیه به زبان فارسی است اما در بعضی قسمتهای آن بیتهایی هم به زبان گیلکی آمده است.در قسمت غرب گیلان تعزیه نامه ها یا نسخه های ترکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد و به طور کلی در قسمت غرب و حوزه تالش تعزیه خوانی به نسبت سایر قسمتهای گیلان رواج کمتری دارد.صاحبان نقشها در یک گروه تعزیه خوانی مثل هر جای دیگر عبارتند از : امام خوان ، زنانه خوان ، شهادت خوان ، علی اکبر خوان ، شمر خوان ، و وردست مخالف یا تخت خوان ، بچه ها تا حدود دوازده سیزده سالگی بچه خوان به شمار می روند.از آن پس اگر صدای خوشی داشته باشند علی اکبر خوان و سپس شهادت خوان و در سنین بالا امام خوان می شوند. در غیر این صورت بچه خوان ، وردست مخالف خوان می شود و پس از آن اگر صدای پرطنین ، خشن و پرهیجان رسائی داشته باشد. شمر خوان وگرنه تخت خوان می شود. که در نقش یزید ، ابن سعد و غیره ظاهر می شود. سرپرست گروه تعزیه خوان (میرزا) نامیده می شود و باید از تعزیه خوانان با تجربه و کارآزموده باشد.میرزا ، تعزیه گردان هم هست. نقش افراد را او تعیین می کند. و قرار و مدار دستمزد هم با اوست. میرزا معمولاً گروه معینی همراه خود دارد و اگر نسخه خوان یا ایفاگر نقشی را کم داشته باشد ، پیش از شروع برنامه تعزیه در تدارک یافتن و جبران کمبودها و تکمیل افراد گروه بر می آید. بستن قرار داد برای برگزاری مجالس و تنظیم برنامه ها از وظایف میرزا است. تقسیم پولی که بنا به قرارداد به گروه داده می شود و یا از طریق دور زدن حاصل می گردد. قرار مشخصی دارد که به (بنچه) مرسوم است. و بر مبنای قرآن ( ریال ) می باشد. به این ترتیب که هر نسخه خوان بنا به قراری که با میرزا و سپس شهادت خوان و شمر خوان و کمترین سهم از آن بچه خوان است در صورتی که اگر بچه خوان ، بخصوص صدای خوبی داشته باشد.موجب ارج و اعتبار گروه می شود. یکی از تعزیه خوانان قدیمی گیلان می گفت : (بچه خوان شمشیر تعزیه خوان است.)و اگر سهم کم می برد به خاطر این است که مسؤلیتی دراداره زندگی ندارند. برخی تعزیه خوانان خوب ممکن است خارج از این قرار بنچه ، با مقدار پول ثابتی قرار داد ببندند. گروههای تعزیه خوان زنانه هم ، چنین قرارهایی برای پرداخت مزد داشته اند.گروههای زنانه گاهی برای مجلس خودشان قبض و به اصطلاح (یارمه) می فروختند. در روزهای دهه اول ماه محرم تعزیه های معینی اجرا می شود که ترتیب آنها تقریباً متناسب با ترتیب زمانی وقایع قبل از عاشورا است. مانند : مسلم ، طفلان ، حر ، علی اکبر ، و قاسم. روز تاسوعا در همه جا مجلس شهادت حضرت عباس را می خوانند و عاشورا هم ویژه تعزیه حضرت امام حسین (ع) است در غیر از ماه محرم مجالس برحسب نظر و یا نذر بانیان و مجریان آن اجرا می شود. جز در روز بیست و یکم ماه رمضان که اگر در جایی تعزیه خوانی داشته باشند. حتماً مجلس شهادت حضرت علی (ع) خواهد بود. در گیلان علاوه بر تعزیه هایی که در سایر نقاط ایران اجرا می شود. چند تعزیه خاص هم وجود دارد.
از جمله مجلس تعزیه حضرت شاهزاده ابراهیم ، که بقعه و بارگاهش در قسمتهای کوهستانی شفت قرار دارد و مجلس تعزیه حضرت سید جمال الدین اشرف که مزارش در آستانه اشرفیه ، مهمترین زیارتگاه مردم گیلان است. آقای صمصام ، از تعزیه خوانهای مشهور گیلان ، که بسیاری از مطالب از زبان ایشان نقل شده و یا به تأیید ایشان رسیده است می گفت مجلس تعزیه حضرت سید جمال الدین اشرف تشریفات و مقدمات بسیار لازم دارد و در حدود صد نفر تعزیه خوان و سیاهی لشکر می خواهد.
ماه محرم در گیلان بامراسم و آداب و آئینهای آن ، دارای جایگاه برجسته ای در زندگی مردم می باشد. آغاز این ماه ، جلوه های نمایان و مشخصی دارد.مسجد وتکیه ها سیاه پوش و آذین بسته می شوند.در بازارها بیرق های عزادار بر بالای سر در مغازه ها قرار می دهند.بسیاری از مردم لباس سیاه در بر می کنند و به طور کلی همه جا ، شهر و روستا کوچه و خیابان ، چهره ای دیگر می گیرند.بچه ها که از مشتاقان تشریفات و مراسم هستند ، قبل از همه در محله ها دسته های نوحه خوانی راه می اندازند که بیشتر بر ایشان جنبه سرگرمی دارد و البته آموزشی است غیر رسمی که الفت بااین مراسم را در ضمیر وجودشان می نشاند. در روستاهای حوزه شرقی گیلان و قسمتهای غربی مازندران از نشانه های آغاز ماه محرم ، گل مالی دیوار مسجد ده است که چند روز قبل از محرم توسط زنان روستایی انجام می گیرد. نمونه برجسته این رسم تا چند سال پیش در ( جواهر ده) رامسر برگزار می گردید که گل آن را چوپانان با شیر گاوها و گوسفندان خود می سرشتند.روضه خوانی ، دسته گردانی و تعزیه خوانی ، سه گونه عمده مراسم عزاداری ماه محرم است که مانند بیشتر شهرهای ایران در گیلان هم برگزار می شود.
روضه خوانی :
در تمام شهرها و روستاهای بزرگ گیلان انجام می شود محل روضه خوانی مسجد است اما در بعضی خانه ها هم بر حسب نذر یا بنابر وصیت و وقف ، وقف روضه خوانده می شود. بازاریان رشت سراهای بازار را هم برای روضه خوانی سیاه پوش می کنند. در روزهای دهه اول ماه محرم موضوع روضه خوانی هر روز ، تقریباً مشخص است به ویژه در روزهای هفتم تا دهم که به مرثیه خوانی برای حضرت علی اکبر ، حضرت قاسم ، حضرت عباس و امام حسین اختصاص دارد روضه خوانی معمولاً تا آخر ماه صفر ادامه پیدا می کند.خطیبان و مرثیه خوانان این مجالس ، اغلب روحانیان و مداحان محلی هستند از مجالس روضه خوانی برای طرح مسائل و مشکلات اجتماعی و بخصوص در روستاها برای جلب همیاری مردم در امور عمرانی استفاده می شود.
دسته گردانی :
دسته گردانی از نشانه ها و مراسم چشمگیر ماه محرم است. حرکتی است جمعی هم آوا و هم آهنگ ونمودی است از وحدتی شکوهمند.نوحه هایی که در این دسته ها خوانده می شود هر کدام بیانگر بخشی از وقایع عاشورای کربلاست ، که بیانی نمادین دارد. دسته گردانی در بنیاد و اصل خود ، حرکتی درجهت تحرک بخشیدن به مردم ، گونه ای صف آرایی در برابر دشمن ، و یک بسیج برای مقابله با ظلم و ستم که از دل فرهنگ مبارز تشیع سر بر آورده است و در سراسر سرزمینهای حوزه فرهنگ ایرانی و از جمله درگیلان عمومیت دارد.سینه زنی ، قمه زنی ، کرپ زنی ، قفل زنی ، شام غریبان و قوم بنی اسد ، گونه های مختلف دسته گردانی معمول در گیلان است.رسم و روال حرکت دسته های عزادار ، تابعی است از روابط محله ها در شهرها و روستاهای مختلف و هر کدام مبدا و مسیری معین دارند ، به دید و بازدید یکدیگر می روند و تقدم و تأخر را بنابر سوابق سنتی رعایت می کنند. هرجا امامزاده و بقعه مکان مقدسی باشد.
نقطه تمرکز دسته های عزادار است. از جمله در (ماسوله) مراسم باید از محله ای که امامزاده در آن قرار دارد و (مسجد بر) نامیده می شود آغاز گردد. ابتدا باید صدای سنج این محله بلند شود و اگر یکی از سنج زنان محله های دیگر دراین کار سبقت جوید ، بنابر رسم باید جریمه شود.همچنین اول باید علم این محله بسته شود. دسته های عزادار اغلب با طبل و شیپور و کرنا همراه هستند. اما آهنگ حرکت دسته را بیشتر سنج زنان نگه می دارند.
علاوه بر سنج از ( زنجیر پایه ) یا ( زنجیر پائی ) نیز برای تنظیم آهنگ حرکت دسته استفاده می شود. زنجیر پایه تنها درگیلان معمول است و و حلقه یا میله ای است آهنی که چند رشته کوتاه زنجیر از آن آویخته اند و بر روی پایه ای چوبی به بلندای بالای یک انسان استوار شده است و قطر آن به اندازه ای است که در کف دست جا بگیرد. کسی که زنجیر پایه را به دست دارد بر حسب آهنگ نوحه و در تکیه گاه آهنگ ، آن را کمی بالا می برد و پای آن را محکم به زمین می کوبد و در اثر بازتاب ضربه ، زنجیرهای آویخته شده به بالا پرتاب می شوند و بر جای خود فرود می آیند و صدایی که از این حرکت برمی خیزد ، همچون صدای سنج ، آهنگ حرکت را تنظیم می کند ، در سالهای پیش ، شب هنگام همراه دسته ها مشعل بر می داشتند. و مشعل محفظه ای بود که از اتصال چند نوار آهنی درست می شد. در آن پارچه آغشته به نفت قرار می دادند و آن را آتش می زدند.مشعل پایه چوبی نسبتاً بلندی به اندازه زنجیر پایه داشت و آن را جلوی دسته حرکت می دادند. بارزترین نشانه ودر واقع هویت هر یک از دسته ها علم محله است که بخصوص در روز عاشورا همراه می گردانند.علم بستن یا طوق بندی و علم واچیدن ، یعنی بستن و آماده کردن علم در آغاز مراسم محرم و بازکردن و جمع کردن آن در پایان مراسم از آئینهای اصلی ، مهم و پرشور ماه محرم است که در تمام شهرها و روستاهای گیلان با تفاوت در زمان و آداب و رسمهای آن انجام می شود.در ماسوله شب ششم ماه به طرق بندی اختصاص دارد.علم هر محله را متولی مسجد آن محله به مسجد جامع می آورد و در آنجا علمهای هر چهارمحله ماسوله بسته می شود و در اختیار علمدارها قرار می گیرد. هنگامی که علم رااز مسجد جامع بیرون می آورند جلوی آن قربانی می کنند. و سپس همراه دسته ، آن را به مسجد محله می برند.علمها را تا آخر ماه صفر نگه می دارند و بعد آنها را باز می کنند. در سیاهکل و دیلمان ، شب هفتم محرم علم بندی انجام می شود و علم واچینی را روز سوم امام برگزار می کنند.به طور کلی در همه جای گیلان تا شب هفتم محرم کار علم بندی پایان می یابد و مراسم رسمی و عمومی عزاداری آغاز می شود. مراسم علم بندی شور و هیجانی چشمگیر دارد. نذری می آورند ، شمع روشن می کنند.حاجت می خواهند ، سینه می زنند و به اشک چشم عقده غمهایشان را باز می کنند.در (ماسال) تا چندسال پیش رسم بود که وقتی علم می بستند ، عده ای زنجیر پایه به دست می گرفتند و برگرد علم می ایستادند. یک نفر می گفت : ( هابستیم ، هابستیم ، علم شیرخدا را) و بقیه دم می گرفتند و هم آوا جواب می دادند و شوری در دلها می انگیختند.علمهای قدیمی گیلان اغلب شامل یک تنه چوبی ، یک صفحه مشبک یکی دو قبه یا صندوقچه کوچک و یک تیغه فنری بلند است. هنگام علم بندی آنها را با پارچه های نذری و باشالها و دستمالهایی که بر ایشان وقف کرده اند آذین می بندند. در آستارا علم سنگینی دارند که خنجری بر بالای تیغه آن بسته شده است. مردم معتقدند امامزاده محل با همین خنجر به شهادت رسیده است و می گویند علم در روز عاشورا (جوش می آورد) و هنگام (علم جوش) اگر کسی نیتی داشته باشد. علم به سمت او کشیده می شود و در این حالت کسی جز یک نفر (عاشق) که همیشه علم را می گرداند ، قدرت نگهداشتن آن را ندارد.
سینه زنی :
بارزترین و قدیمی ترین شکل دسته گردانی است که در تمام شهرها و روستاهای گیلان رواج دارد. طرز سینه زدن ، حالات و حرکات بدن و دستها ، شیوه حرکت دسته ، در دو صف و یا به صورت جمعی و در یک یا دو گروه ، نحوه نوحه خواندن و دم (واگیر) گرفتن و انواع مناسبت و زمان نوحه های سینه زنی ، در همه جا یکسان نیست ، شور و هیجان آن نیز در نقاط مختلف و بر حسب زمان و موقعیت متفاوت است و توضیح دقیق همه اینها و ویژگیهای هر شهر و محله و روستا و منطقه تفصیلی جداگانه را می طلبد.دسته های سینه زنی از جهت شرکت گروههای مختلف مردم نیز عموم تر و جامع تر از انواع دیگر دسته گردانیها است. زیرا وسیله معینی لازم ندارد و هر کس به نسبت توان خود می تواند با آن همراه شود.معمولاً پیرمردان و ریش سفیدان در جلو دسته حرکت می کنند و گروه زنان در حاشیه و به دنبال سینه زنان ، آنها را همراهی می نمایند.
قمه زنی :
از شکلهای قدیمی دسته گردانی و عزاداری ماه محرم است و نحوه انجام آن در گیلان نیز همانند سایر مناطق ایران است. قمه زنان لباس سپید بلندی می پوشند ، سرشان را می تراشند و پایشان را برهنه می کنند و (حیدر حیدر) گویان و هماهنگ ، قمه را بر سر و پیشانی خود می زنند چهره و لباس سفید و به خون آغشته قمه زنان ، قمه های خون آلود آهنگ مقطع و پرطنین (حیدر ، حیدر) و گامهای محکم و سنگین آنها ، که با گفتن هر (حیدر) یک نیم گام برمی دارند ، شکوه و ابهتی هراسناک دارد. قمه زنان کفن پوشانی هستند که گروه شهیدان را می نمایانند و برای شهادت ، حرکتی ، نه ، که خروشی نمادین دارند.قمه زنی معمولاً در روزهای تاسوعا و عاشورا انجام می شود در لاهیجان قمه زنان را کسانی که چوبهای کوتاهی (کولاکوت) در دست دارند همراهی می کنند و هنگام اوج هیجان چوب را زیر قمه شان می گیرند تا قمه بر چوب فرود آید و قمه زن را اسیبی نرسد. قمه زنان پس از پایان کار همه با هم به حمام می روند و زخم خود را با آب حمام می شویند و دوباره به دسته های عزاداری می پیوندند. قمه زنی در گروههای بزرگ و متشکل از حدود بیست – سی سال پیش به تدریج منسوخ شده است ، اما هنوز هم آنها که نذر دارند ، هر صبح تاسوعا و عاشورا در جایی قمه می زنند و سپس وارد دسته های عزادار می شوند. قمه زنی در منطقه آستارا و نیز در دیلمان و سیاهکل و سایر نواحی شرقی گیلان رواج بیشتری داشت.
زنجیر زنی :
دسته های زنجیر زن امروزه در تمام شهرها و بسیاری از روستاهای گیلان ، منسجم ترین دسته های عزاداری هستند. زنجیر زنی در گیلان نسبت به سایر اشکال دسته گردانی جدیدتر می باشد و از حدود بیست سی سال پیش معمول شده ودر واقع جایگزین قمه زنی گردیده است. زنجیر زنان لباس سیاه می پوشند. در دو صف مقابل هم حرکت می کنند. نوحه خوان در میان دسته راه می رود تا صدایش به همه برسد. زنجیرزنان هم آهنگ با صدای سنج ترجیح بند نوحه را واگیر می کنند. وسیله زنجیر زدن چند رشته زنجیر است که انتهای آنها به دسته ای چوبی یا فلزی متصل شده است. زنجیر زن دسته را به دست گرفته با آهنگ سنج و وزن نوحه رشته های زنجیر را به پشت خود می کوبد.
شام غریبان :
در گیلان شامگاه عاشورا ، عزاداری چهره و سیمایی دیگر می گیرد. دسته های عزادار ، دیگر علم و پرچمی همراه ندارند. ایستاده حرکت نمی کنند. با هیجان و خروش دستهایشان را بر سینه نمی کوبند و زنجیرها را بر پشت فرود نمی آورند. نوحه هاشان دیگر از مضمون رزم و شهادت خالی است. چلچراغی به همراه ندارند.راهشان را شعله های ارزان شمعها و چراغهایی که کودکان به دست گرفته اند روشن می کند. به دید و بازدید یکدیگر نمی روند. در مسجد و تکیه و میدانگاهی توقف نمی کنند. زنگ آهنگ سنج و زنجیر پایه ای ، که سکوتش ابهت و شکوه و عظمت را بنمایاند و بانک طبل و کرنائی ، همصداشان نیست. چهره ای نمادین از غروب عاشورای کربلای راستین را می نمایانند. عزاداران در این مراسم ، در دو دسته ، جدا جدا ، حرکت می کنند. به صورت انبوه با هم می نشینند. سرها را در هم فرو می برند ، دستها را آرام آرام و بی صدا بر سر می زنند. و با صدایی محزون ، غریبانه نوحه ای می خوانند که حکایت از جستجوی کودکی گمشده را دارد :
طفل صغیری ز حسین گمشده ، گمشده
قامت زینب ز الم خم شده ، خم شده
و بازبرمی خیزند و چند قدم آنسوتر دوباره می نشینند و همان نوحه را تکرار می کنند.
آخرین بخش نوحه شان را دسته ای که به دنبال می آید واگیر می کند و بند دیگری با همین مضمون می خواند.
گویی به راستی در سکوت شامگاهی میدان خونین رزم ، نهان از چشم دشمن در پی گمشده ای هستند. اینها دسته شام غریبانند و به همین ترتیب کوچه پس کوچه ها را می گردند.
غروب عاشورا همه شهرها و روستاهای گیلان را آوای حزین و کورسوی تک تک شمعهای دسته های شام غریبان پرمی کند.
دو منطقه تالش (در هشتپر ، نومندان ، شاندرمن ، ماسال و ...)
در شب شام غریبان بچه ها را با طناب و زنجیر می بندند و همانند کودکان اسیر همراه دسته می گردانند.
در نومندان به لحاظ شمعها و چراغهایی که در دست بچه ها است شام غریبان را (چراغ کشی) می نامند در این منطقه علم گردانی هم دارند.دسته قوم بنی اسد : دسته قوم بنی اسد یا دسته عربها دوازدهم محرم سومین روز شهادت امام به راه می افتد. افراد این دسته لباسهای بلند و سفید می پوشند و بیل و کلنگ همراه برمی دارند و چنین می نمایانند که برای دفن شهیدان کربلا می روند.نوحه هایی هم که می خوانند از همین امر حکایت می کند. این دسته در واقع ترکیبی از دسته گردانی و شیبه خوانی است. بنابر روایات تاریخی ، قوم بنی اسد از اعراب ساکن در سواحل فرات بودند و روز سوم عاشورا به محل قتلگاه رفتند و اجساد شهیدان را دفن کردند.آذربایجانیهای ساکن گیلان هم در روز سوم امام دسته ای راه می اندازند و گرباز ( بیل مخصوص شخم زدن) به دست می گیرند و به زبان آذری نوحه ای می خوانند که ، ما به دفن شهدا آمده ایم.(آئینها و باور داشتهای گیل و دیلم ، محمود پایبنده ، بنیاد فرهنگ ایران ، تهران 1355 ، صفحه 189)
کرپ زنی : (کرپ) قطعه چوبی است تراشیده شده ، به اندازه ای که در کف دست جا می گیرد و سطح بیرونی آن صاف است. در پشت آن بندی قرار دارد که به پشت دست می افتد کرپ در کف دست قرار می گیرد و انگشتان برگرد آن حفاظ می شوند. یک جفت کرپ را در دست می گیرند.و به آهنگ نوحه ای که خوانده می شود. آنها را هم می کوبند. کرپ زنی در لاهیجان ، مازندران و هرمزگان معمول بوده است.قفل زنی (چادر آینه) : در لنگرود و لاهیجان و آستارا چند روز قبل از محرم برخی از عزاداران به حمام می رفتند ، پوست بدنشان را نرم می کردند و از زیر پوست ، قفل ، کلید ، زنجیر ، حلقه و چیزهای دیگر به خود می آویختند و همراه دسته های عزادار حرکت می کردند. اینها را (چادر آینه) هم می نامیدند که تا سه روز و سه شب در حمام می ماندند و بدنشان را مشت و مال می دادند تا پوستشان ، این آمادگی را پیدا کند. این رسم علاوه بر گیلان در سایر مناطق و از جمله آذربایجان هم معمول بوده است.
تعزیه :
مراسم سوگواری دهه اول ماه محرم با روضه خوانی در مساجد تا آخر ماه ادامه پیدا می کند و تعزیه خوانها نیز در این مدت در روستاها و شهرهای مختلف کارشان را پی می گیرند.ماه صفر نیز از این جهت در واقع دنباله ماه محرم است و مجالس عزاداری کم و بیش تا روز بیست و هشتم صفر ، روز وفات حضرت پیامبر (ص) و شهادت حضرت امام حسن (ع) در مساجد برپاست.روز بیستم صفر ، اربعین عاشورا و روز بیست و هشتم در مساجد علاوه بر روضه خوانی ، سینه زنی می کنند. و غذای نذری می پزند و شربت و حلوا وخرما وخوردنیهای دیگر خیرات می دهند. درد و ماه محرم و صفر جشن عروسی نمی گیرند و نوازندگان و گروههای نمایشی مانند بندبازان نیز کارشان را تعطیل می کنند. تعزیه از مهم ترین ، پرشورترین و پرجاذبه ترین مراسم سنتی مذهبی و در عین حال کاملترین گونه نمایشی سنتی و مردمی ایرانی است و در گیلان از هر دو جهت یاد شده دارای همین پایگاه می باشد.
در گیلان تعزیه خوانی هم در روزهای سوگواری حضرت امام حسین (ع) در ماه محرم و نیز در برخی از ماهها برگزار می شود. به ویژه در روستاها دو ماه آخر تابستان و فصل پایان کار و فعالیتهای زراعی ، هنگام رواج تعزیه خوانی است. اما به جهت نقش اصلی و محوری تعزیه به عنوان بخشی از مراسم سوگواری ماه محرم ، در این مقوله ، و در شمار مراسم سال قمری آورده می شود. تعزیه خوانی در گیلان از جهت روش و شیوه اجرا و نوع تعزیه نامه زیر نفوذ و تأثیر قزوین است.در شهرهای گیلان تعزیه خوانها محلی هستند.و گروههای تعزیه خوان گیلان ، تا شهرها و روستاهای جلگه ای مازندران هم می روند. در قسمتهای کوهستانی تعزیه های ایام محرم ، اغلب توسط افراد محلی خوانده می شود و در غیر ماه محرم گروههای تعزیه خوان طالقانی و قزوینی هم به این حدود می آیند.درگیلان مکان خاصی که به منظور خواندن تعزیه ساخته شده باشد وجود ندارد ، فضای باز جلوی مسجد ها را تکیه می نامند و مجالس تعزیه در آنجا برگزار می شود. تکیه سردار معتمد در سنگر و تکیه چارده ، از تکیه های مشهور هستند. سابقاً در جاهایی که چند تکیه وجود داشت ، گاهی یک تعزیه را چند قسمت می کردند وهر قسمت را در یک تکیه اجرا می نمودند. و مردم هم دنبال تعزیه خوانها از یک تکیه به تکیه دیگر می رفتند. تا بقیه تعزیه را تماشا کنند.در لاهیجان که هشت تکیه داشت ، این شکل تعزیه خوانی از قدیم معمول بود. اما تعزیه خوانی به شکل متحرک ، آن طور که در شهرهای مرکزی ایران رواج داشته و صحنه های مختلف و متعدد یک مجلس تعزیه به صورت عبوری خوانده می شود در گیلان معمول نبوده است. مجلس تعزیه خوانی معمولاً یک یا چند بانی دارد. بانی ممکن است هر ساله ثابت باشد و یا اینکه بر حسب مورد ، کسی یا کسانی بانی شوند و مخارج برگزاری تعزیه را بپردازند.مجالس تعزیه دهه اول ماه محرم در شهرها همیشه بانیهای ثابت داشته که در قدیم معمولاً مالکان و بازرگانان عمده بوده اند.دور زدن و پول جمع کردن در تعزیه هایی که بانی دارند معمول نیست و به طور کلی در تعزیه خوانی گذشته گیلان وجود نداشته است. اما از حدود بیست سی سال پیش به این طرف این شیوه که توسط گروههای تعزیه خوان غیر بومی و در فصولی غیر از ایام محرم عمل می شد. درمیان گیلانیها نیز معمول شده است. تا زمانی که مالکان و بازرگانان بانی تعزیه خوانی بودند.اثاث و لوازم این نمایش مذهبی را هم خودشان تهیه می کردند.اما در فرایند تغییرات اجتماعی دو سه دهه گذشته به تدریج این امر بر عهده قشرهای دیگر جامعه قرار گرفت و گروههای تعزیه خوان مجبور شدند خود وسایل و لوازم کارشان را فراهم نمایند.تغییر درشیوه پرداخت مزد و رواج دور زدن نیز همین روند را طی کرده است. در گیلان علاوه بر مجالس عمومی تعزیه خوانی ، مجالس خاص زنانه هم وجود داشته است و زنها نیز مانند تعزیه خوانان مرد از لباس و ابزار و وسایل رزمی استفاده می کردند.این مجالس معمولاً در خانه ها و در محیطهای بسته ، برگزار می شد.درگیلان تعزیه نامه ها یا نسخه های تعزیه به زبان فارسی است اما در بعضی قسمتهای آن بیتهایی هم به زبان گیلکی آمده است.در قسمت غرب گیلان تعزیه نامه ها یا نسخه های ترکی نیز مورد استفاده قرار می گیرد و به طور کلی در قسمت غرب و حوزه تالش تعزیه خوانی به نسبت سایر قسمتهای گیلان رواج کمتری دارد.صاحبان نقشها در یک گروه تعزیه خوانی مثل هر جای دیگر عبارتند از : امام خوان ، زنانه خوان ، شهادت خوان ، علی اکبر خوان ، شمر خوان ، و وردست مخالف یا تخت خوان ، بچه ها تا حدود دوازده سیزده سالگی بچه خوان به شمار می روند.از آن پس اگر صدای خوشی داشته باشند علی اکبر خوان و سپس شهادت خوان و در سنین بالا امام خوان می شوند. در غیر این صورت بچه خوان ، وردست مخالف خوان می شود و پس از آن اگر صدای پرطنین ، خشن و پرهیجان رسائی داشته باشد. شمر خوان وگرنه تخت خوان می شود. که در نقش یزید ، ابن سعد و غیره ظاهر می شود. سرپرست گروه تعزیه خوان (میرزا) نامیده می شود و باید از تعزیه خوانان با تجربه و کارآزموده باشد.میرزا ، تعزیه گردان هم هست. نقش افراد را او تعیین می کند. و قرار و مدار دستمزد هم با اوست. میرزا معمولاً گروه معینی همراه خود دارد و اگر نسخه خوان یا ایفاگر نقشی را کم داشته باشد ، پیش از شروع برنامه تعزیه در تدارک یافتن و جبران کمبودها و تکمیل افراد گروه بر می آید. بستن قرار داد برای برگزاری مجالس و تنظیم برنامه ها از وظایف میرزا است. تقسیم پولی که بنا به قرارداد به گروه داده می شود و یا از طریق دور زدن حاصل می گردد. قرار مشخصی دارد که به (بنچه) مرسوم است. و بر مبنای قرآن ( ریال ) می باشد. به این ترتیب که هر نسخه خوان بنا به قراری که با میرزا و سپس شهادت خوان و شمر خوان و کمترین سهم از آن بچه خوان است در صورتی که اگر بچه خوان ، بخصوص صدای خوبی داشته باشد.موجب ارج و اعتبار گروه می شود. یکی از تعزیه خوانان قدیمی گیلان می گفت : (بچه خوان شمشیر تعزیه خوان است.)و اگر سهم کم می برد به خاطر این است که مسؤلیتی دراداره زندگی ندارند. برخی تعزیه خوانان خوب ممکن است خارج از این قرار بنچه ، با مقدار پول ثابتی قرار داد ببندند. گروههای تعزیه خوان زنانه هم ، چنین قرارهایی برای پرداخت مزد داشته اند.گروههای زنانه گاهی برای مجلس خودشان قبض و به اصطلاح (یارمه) می فروختند. در روزهای دهه اول ماه محرم تعزیه های معینی اجرا می شود که ترتیب آنها تقریباً متناسب با ترتیب زمانی وقایع قبل از عاشورا است. مانند : مسلم ، طفلان ، حر ، علی اکبر ، و قاسم. روز تاسوعا در همه جا مجلس شهادت حضرت عباس را می خوانند و عاشورا هم ویژه تعزیه حضرت امام حسین (ع) است در غیر از ماه محرم مجالس برحسب نظر و یا نذر بانیان و مجریان آن اجرا می شود. جز در روز بیست و یکم ماه رمضان که اگر در جایی تعزیه خوانی داشته باشند. حتماً مجلس شهادت حضرت علی (ع) خواهد بود. در گیلان علاوه بر تعزیه هایی که در سایر نقاط ایران اجرا می شود. چند تعزیه خاص هم وجود دارد.
از جمله مجلس تعزیه حضرت شاهزاده ابراهیم ، که بقعه و بارگاهش در قسمتهای کوهستانی شفت قرار دارد و مجلس تعزیه حضرت سید جمال الدین اشرف که مزارش در آستانه اشرفیه ، مهمترین زیارتگاه مردم گیلان است. آقای صمصام ، از تعزیه خوانهای مشهور گیلان ، که بسیاری از مطالب از زبان ایشان نقل شده و یا به تأیید ایشان رسیده است می گفت مجلس تعزیه حضرت سید جمال الدین اشرف تشریفات و مقدمات بسیار لازم دارد و در حدود صد نفر تعزیه خوان و سیاهی لشکر می خواهد.
Login